مدارس دختران درایران

نزدیک به ۱۴ سال پس از تأسیس دارالفنون، نخستین مدرسه دخترانه ایرانی به نام «دوشیزگان» به دست بی‌بی‌خانم استرآبادی در خانه شخصی او برپا شد. این مدرسه مدت کوتاهی بیش دوام نیاورد و بر اثر تحریک متعصبان، با هجوم و حمله عوامل دولتی بسته شد. در سال ۱۲۸۵ شمسی، هم‌زمان با انقلاب مشروطه، دبستان «ناموس» را بانو طوبی آزموده در خیابان حافظ کنونی، نزدیک میدان حسن‌آباد، تأسیس کرد.

به این بهانه که الگوی این مدرسه آموزش و پرورش کشورهای اروپایی بود، تأسیس مدارس دخترانه در ایران، به دست هر گروهی که انجام می‌گرفت، با مخالفت‌های بسیار روبه‌رو می‌شد. برخی علما آن را خلاف شرع اسلام می‌دانستند و برخی می‌گفتند وای به حال مملکتی که در آن مدرسه دخترانه تأسیس شود. این مدرسه از سوی روحانیانی چون «شیخ فضل‌الله نوری» و «سید علی شوشتری» با مخالفت شدید روبه‌رو شد و آنان تأسیس چنین مدارسی را «مایه وحشت و حیرت رؤسا و ائمه جماعت و قاطبه مقدسین و متدینین» دانستند.

طوبی آزموده و مدرسه پرورش

طوبی آزموده، دختر مرحوم میرزا حسن‌خان سرتیپ، در سال ۱۲۵۷ ش (۱۲۹۴ ق) به دنیا آمد. او در چهارده‌سالگی به همسری عبدالحسین میرپنج درآمد. این زن و شوهر فرزندی نداشتند و اختلاف سنی‌شان نیز زیاد بود. میرپنج برای مشغول داشتن همسرش، او را با معلمان خصوصی به آموختن فارسی و عربی و فرانسه تشویق کرد و آزموده در این فرصت توانست زبان و ادبیات فارسی، عربی و فرانسه را به خوبی فرابگیرد.

در میان زنان آزاداندیش و دلسوز، بانو آزموده نخستین مدرسه دخترانه را در تهران با نام «پرورش» در سال ۱۳۲۱ ق (۱۲۸۲ ش) گشود. اما به‌دلیل ضدیت و فشار مخالفان فرهنگ، عمر این مدرسه پس از چهار روز به سر آمد و مأموران دولت با تهدید و ناسزا مدرسه را بستند.

طوبی آزموده = بنیانگذار اولین دبیرستان دخترانه در ایران

مدرسه ناموس

آزموده، که با شرایط آن روزگار آشنا بود، با تدبیری تازه کار را از سر گرفت. در سال ۱۲۸۶ ش مدرسه ناموس را در خیابان فرمانفرما، نزدیک چهارراه حسن‌آباد، تأسیس کرد. او نخست کلاس‌های اکابر برای بانوان گشود و سپس قرآن، تعالیم مذهبی و علم حدیث را در برنامه گنجاند و سالی یک بار در مدرسه مجلس روضه‌خوانی برپا می‌کرد. حضور معلم مرد در مدرسه ممکن نبود، زیرا بهانه به دست مخالفان می‌داد، و معلم زن نیز در دسترس نبود؛ بنابراین خانم آزموده با کمک جمعی از دوستان، کتاب‌هایی برای شاگردان فراهم کرد و خود تعلیم دانش‌آموزان را بر عهده گرفت. با تمام این مشکلات، نخستین مدرسه دخترانه ایران در سال ۱۲۸۵ شمسی با این اعلان در روزنامه‌ها آغاز به کار کرد:

«در مدرسه جدید، موسوم به دبستان دوشیزگان، نزدیک دروازه قدیم محمدیه، بازارچه حاجی محمد محسن، افتتاح شده است. برای افتتاح این مدرسه پنج معلمه تعیین شده است که هر کدام یک درس می‌دهند. بر حسب قوه هر دختر و خانمی این علوم تدریس می‌شود. به‌علاوه اتاقی هم معین شده است که در آنجا هنرهای دستی، از قبیل کاموادوزی، زردوزی، خامه‌دوزی، خیاطی و غیره تعلیم داده می‌شود. تمام معلمان از طایفه اناثیه هستند و به‌غیر از یک پیرمرد قاپوچی (فراش) مردی در این مدرسه نخواهد بود. شاگرد از هفت تا دوازده سال پذیرفته می‌شود. اتاق ابتدایی ماهی پانزده قران، اتاق علمی ماهی ۲۵ قران. به فقرا تخفیف داده می‌شود. هر دو نفر شاگرد، یک نفر مجاناً پذیرفته می‌شود. امید است که در وطن عزیز ما هزاران از این مدارس افتتاح شود.»

طوبی آزموده، با تجربه‌ای که از مدرسه پیشین داشت، چند درس مربوط به آموزش قرآن و زبان عربی و برخی مسائل اسلامی را گنجاند تا مخالفت قشریون را اندکی کم کند. او توانست در مدتی کوتاه شمار مدارس دخترانه را به شش دستگاه برساند و در سال ۱۲۹۳ ش، یعنی هشت سال پس از تأسیس نخستین مدرسه، ۳۴۷۴ دختر دانش‌آموز را جذب این مدارس کند. در سال ۱۳۰۷ نخستین گروه دختران این مدرسه دیپلم گرفتند و او با استقامت بسیار در راهی که برگزیده بود، نخستین دبیرستان دخترانه تهران را نیز تأسیس کرد. طوبی آزموده توانست این مدارس را به یکی از مهم‌ترین و مجهزترین مدارس متوسطه کامل و کانون پرورش دختران متجدد تبدیل کند. به عبارت دیگر، اگر میرزا حسن رشدیه بنیان‌گذار مدارس کنونی پسرانه است، طوبی آزموده را نیز باید بنیان‌گذار مدارس دخترانه کنونی دانست. از اقدامات مهم او، که سبب شده از وی به‌عنوان فعال سیاسی و اجتماعی زنان در دوره مشروطه یاد شود، تأسیس دبستان دخترانه ناموس در سال ۱۲۸۶ ش است که پس از مدرسه دوشیزگان دومین مدرسه دخترانه ایران بود. او در اول مهر ۱۳۱۵ ش، در ۵۸ سالگی، در تهران درگذشت.

مدرسه تاریخی ناموس

مخالفت‌ها پس از مشروطه

پس از کودتا علیه مشروطه و در پی فضای بسته سیاسی، برخی مخالفان تحصیل زنان مدرسه را مرکز فساد خواندند و به آن حمله کردند. از خاطرات «افضل وزیری»، دختر بی‌بی‌خانم، نقل شده است که یکی از روحانیان در حرم شاهزاده عبدالعظیم بر سر منبر گفت: «بر حال آن ملتی باید گریست که در آنجا مدرسه دوشیزگان باز شده باشد.»

تا پیش از مشروطیت مدرسه‌ای برای دختران ایجاد نشد و به عوام چنین تلقین می‌شد که درس خواندن برای دختران لازم و جایز و پسندیده نیست. شاید شرط عفت را در زندگی کنج خانه و بی‌سوادی می‌دانستند. دوم اینکه عامه مردم نظر خوبی به تحصیل در مدارس جدید نداشتند.

پس از انقلاب مشروطیت میان نمایندگان گفت‌وگوهایی در گرفت. برخی از آنان، مانند ناظم‌الاسلام، از تأسیس مدارس دخترانه حمایت کردند و گفتند: «در تربیت بنات و دوشیزگان وطن بکوشیم و به آنها لباس علم و هنر بپوشانیم، چه تا دخترها عالم نشوند، پسرها به‌خوبی تربیت نخواهند شد.» در پاسخ او، میرزا سید محمد صادق، رئیس مدرسه اسلام، گفت: «چیزی که مانع احداث مدرسه دخترانه است نبودن اداره نظمیه و نداشتن پلیس مرتب است. فرضاً که حجت‌الاسلام منع معاندین را بردارند، با جوانان جاهل و اشخاص عنان‌گسیخته و بی‌لگام چه کنیم؟ باید نخست اداره پلیس و نظمیه را مرتب کنیم تا در موقع لزوم از دختران حمایت کنند، و دیگر آنکه معلم مرد نمی‌توان برای دختران آورد. پس باید به فکر معلم زن باشیم.»

با وجود تمام دشواری‌ها، پس از بالا رفتن سطح آگاهی‌های جامعه و احساس ضرورت مدارس دخترانه، پنج بانوی آزاداندیش و دلسوز ایرانی دست به کار شدند و در همان زمانی که نمایندگان به بحث و جدل پایان‌ناپذیر درباره چگونگی ایجاد این مدارس مشغول بودند، به تأسیس نخستین مدارس دخترانه ایران اقدام کردند. این اقدامات در حالی صورت می‌گرفت که اوضاع ایران بسیار آشفته بود و به هرگونه نوگرایی با دیده شک و تردید نگریسته می‌شد. بازار تکفیر و افترا بسیار گرم بود و کهنه‌پرستان از هیچ اقدامی، حتی خطر جانی و هتک آبرو و حیثیت این بانوان آزاداندیش، فروگذار نمی‌کردند.

با وجود چنین شرایطی، شمار مدارس دخترانه رو به گسترش نهاد، به‌طوری که در سال ۱۳۲۲ شمار مدارس دخترانه ۸۷۰ و شمار فارغ‌التحصیلان آن‌ها ۵۰۰۰۰ نفر بود. پس از مقاومت‌های فراوان زنان در برابر هنجارهای نادرست آن دوران، سرانجام در سال ۱۳۲۷ ق همه دبستان‌های تهران دولتی شدند و رسماً زیر نظر اداره فرهنگ قرار گرفتند و چندین مدرسه دخترانه و پسرانه تأسیس شد.

بی‌بی‌خانم و تربیت زنان در عصر مشروطه

تحرکات زنان در عصر مشروطه، تحول اندیشه‌ها و نگاه به زنان، و دگرگونی انتظارات جامعه و زنان نسبت به نخستین اشاره‌ها به تعلیم و تربیت همه‌جانبه زنان در عصر قاجار، دیدگاهی است که بی‌بی‌خانم استرآبادی، نویسنده «معایب‌الرجال»، در پاسخ به نویسنده کتاب «تأدیب‌النسوان» ارائه می‌کند. او درباره شرط تربیت می‌نویسد:

«چون انواع و اقسام از خواص و عوام، زن و مرد، خوب و بد، هر دو می‌باشند، صفات حمیده و رذیله از همه و همه مشاهده می‌شود. اگر باید تربیت بشوند، تربیت هم موقوف به تمام قوانین تمدن، تدین، ملتیه و دولتیه، شرعیه و عرفیه، کشوریه و لشکریه می‌باشد.»

در کتاب دیگری به نام «تربیت‌البنات»، که در زمان مظفرالدین‌شاه نگارش یافت، کفالت امور خانواده، حفظ نوع بشر و تربیت کودکان در گرو تعلیم و تربیت زنان دانسته شده است. در نوشته‌های کسانی چون قاسم امین مصری، که از منادیان رفع حجاب و آزادی زنان به شیوه غربی بود، و ترجمه‌هایی که از آثار او در ایران منتشر شد، همه تحولات در درجه نخست منوط به تحصیل و تعلیم زنان بود.

نشریات و تعلیم زنان

روزنامه‌ها و مجلات عصر قاجار، به‌ویژه پس از مشروطیت، در سطحی وسیع و از راه نامه‌ها و مقالاتی که از نیاز جامعه به تحصیل دختران سخن می‌گفتند، به این مسئله پرداختند. از جمله این نشریات روزنامه «کاوه» بود که در برلین چاپ می‌شد. در مقاله‌ای در این روزنامه با عنوان «اساس انقلاب اجتماعی؛ تربیت زنان»، به قلم ژوزفین (ژزی‌خانم)، همسر اروپایی محمدعلی جمالزاده، نکات مهمی دیده می‌شود. نوشته او شامل ابراز شادمانی از گسترش مدارس دخترانه در تهران، تأکید بر حقوق و تکالیف زنان همچون مردان در جامعه، مقایسه پیشرفت زنان اروپا و آمریکا با دیگر نقاط دنیا، و تأکید بر پیشرو بودن زنان ژاپنی در آسیا با تأسیس دارالفنون زنان بود که «در سال ۱۹۰۷ م محصله‌های ژاپنی در آن سی و دو هزار نفر» بوده است. او همچنین مطالبی در ردّ نظر کسانی آورد که کم‌وزنی مغز زنان را دلیل نقص آنان می‌دانستند.

وی سپس گروه‌های مخالف آزادی و تعلیم و تربیت زنان را دسته‌بندی می‌کند و نتیجه می‌گیرد که با تربیت و تعلیم زنان، افزون بر محیط خانوادگی، کشور نیز از پیامدهای تربیت علمی آنان بهره‌مند خواهد شد و سرانجام، خوشبختی و بدبختی زنان در گرو تلاش خودشان است؛ همان‌گونه که «زن‌های فرنگی این کار را پرداخته و این راه را یافته و هر روز در میدان شرافت گوی تازه‌ای می‌ربایند.»

مهم‌ترین تلاش فرهنگی برای آماده‌سازی اذهان عمومی در جهت تحصیل و تعلیم زنان را خود زنان در روزنامه‌های ویژه خود انجام دادند. نکته مهم اینکه در نخستین روزنامه‌ها این مباحث جامعه‌نگر و متأثر از جو فرهنگی ایران و با نوعی موضع‌گیری ملی در برابر رخنه اثرات سوء فرهنگ غربی همراه بود. روزنامه «شکوفه» یکی از این روزنامه‌هاست که «جلوگیری از تحصیل دختران را در ممالک مستبد، اولین سرمی می‌داند که بر ضد میکروب آزادی و ترقی یک مملکت و پیشرفت خیالات ظالمانه به کار می‌رود.»

در مجله «زبان زنان»، تعلیم و تربیت زنان راهی برای دستیابی آنان به تعصب ملی، چنان‌که در زنان آمریکا و اروپا پدید آمده، شمرده شده و آمده است که «بیداری خواهران هموطن با کسب معارف، حتی در علوم فنی که فقط مردان بدان اشتغال دارند، به دست خواهد آمد.» همچنین تحصیل علم معاش برای بانوان از ضروریات دانسته شده است.

در مجله «عالم نسوان»، در مقاله‌ای با عنوان «فقر ابدی نتیجه بی‌علمی است»، علم به گنج شایگان تشبیه شده و حال زنانی توصیف می‌شود که به‌خاطر عقاید خانوادگی و تعصبات ناشی از آن از علم و تحصیل دور مانده‌اند. در مقاله‌ای دیگر با عنوان «نقش تعلیم و تربیت در عفت و پاکدامنی زنان» آمده است: «بی‌سوادی و جهل زنان و نداشتن تربیت صحیح خانوادگی مردان از عوامل قوی انحطاط اخلاقی به شمار می‌روند و از این رو علاقه‌مندان به این آب و خاک باید توجه کامل‌تری به تربیت زنان بکنند.»

در مراحل بعدی، اهداف تعلیم و تربیت نسوان با ابعاد گوناگون آن موشکافی و عرضه شد. نورالهدی منگنه در مقاله‌ای اعتلا و ترقی زنان در راه تمدن را در سه محور علم، تربیت و اخلاق ذکر می‌کند که با تحقق آن‌ها در فرزندان آنان نیز متجلی خواهد شد. در نگاه تجددگرایانه به تربیت زنان، این اهداف مدنظر بود: «سلامت و چابکی جسم، موزونی اندام، رشد قوه عاقله و توسعه فکر، پرورش و راهنمایی احساسات و تمایلات، تهذیب اخلاق و عادات مفید، اطلاعات علمی، آشنایی به وظایف خانوادگی و عملیات خانه‌داری، مهیا کردن دانش‌آموزان برای اینکه در موقع لزوم بتوانند پیشه و شغلی مطابق استعداد روحی و جسمی خود پیدا کنند.»

مکتب‌خانه‌ها و تحول نظام آموزشی

از آنجا که اثرات فرهنگی و اجتماعی تمدن غرب در همه زمینه‌ها جامعه ایران را فرا گرفت، آموزش و فرهنگ نیز از این امر مستثنا نبود. نظام آموزشی ایران به شیوه سنتی مکتب‌خانه بود و در تمام دوره قاجار، و حتی تا دوره پهلوی، همپای روش‌های نوین آموزشی در جامعه حضور داشت. بیشتر زنان و دختران نیز از راه همین مکتب‌خانه‌ها سواد و علوم متداول زمان را می‌آموختند.

نکته قابل طرح در دوره قاجار و اوایل پهلوی این است که پراکندگی و تراکم مکتب‌خانه‌ها با درجه اعتقادات مذهبی و ملی مردم و میزان رسوخ فرهنگ اروپایی رابطه مستقیم داشت و در پی آن، پراکندگی مدارس نیز در نقاط مختلف کشور متفاوت بود.

گسترش مدارس نسوان در دوره‌های بعد

در پی گسترش مدارس دخترانه، در سال ۱۳۲۹ ق حکیم‌الملک، وزیر معارف وقت، برای انتظام امور مدارس نسوان، سید حسین سعادت، از آزادی‌خواهان، را به‌عنوان مدیرکل نسوان تعیین کرد. در سال ۱۲۹۷ ش نصیرالدوله، وزیر معارف کابینه وثوق‌الدوله، به تأسیس یک دارالمعلمات و ده دبستان دخترانه اقدام کرد. بعدها با اجرای این سیاست، نوبت به پرورش زنانی از خود ایرانیان رسید که با فراگیری آموزش‌های نوین در علوم تربیتی، به اداره این تشکیلات بپردازند.

همچنین مدرسه دخترانه فرانکو‌پرسان در سال ۱۲۸۷ ش به دست یوسف‌خان ریشار مؤدب‌الملک تأسیس شد. پدر یوسف‌خان از معلمان فرانسوی دارالفنون در زمان ناصرالدین‌شاه بود. بعدها در زمان وزارت نصیرالدوله، نخستین کلاس‌های دارالمعلمات ایران به این مدرسه افزوده شد. با تشکیل دارالمعلمات، که صنیع‌الدوله، وزیر معارف کابینه وثوق‌الدوله (عاقد قرارداد ۱۹۱۹ با انگلیس)، مجری آن بود، دیگر لزومی به برپا بودن مدارس خارجی نبود…

صدیقه دولت‌آبادی

پس از توسعه مدارس نسوان، برای نخستین بار زنانی چون صدیقه دولت‌آبادی برای تحصیلات عالی به خارج از کشور رفتند. او با فراگیری آموزش‌های نوین، به‌ویژه در علوم تربیتی، کوشید آن‌ها را در ایران پیاده کند. نکته مهم حضور او در فرانسه، عضویت وی در مجمع بین‌المللی تساوی حقوق زنان در سال ۱۹۲۶ م (۱۳۰۵ ش)، هم‌زمان با نخستین سال سلطنت رضاشاه، است.

صدیقه دولت‌آبادی، دختر حاج میرزا هادی دولت‌آبادی، در سال ۱۳۰۰ ق در اصفهان به دنیا آمد و پس از دوره‌ای تعلیم و تربیت در محیط خانواده، در پانزده‌سالگی با اعتضادالحکما ازدواج کرد. پدر او از رهبران بابیه اصفهان بود که در پی مخالفت‌های مردمی به تهران رفت. صدیقه پس از مدتی اقامت در تهران به اصفهان بازگشت و در تشکیل انجمن‌های زنانه‌ای چون «شرکت خواتین اصفهان» و «شرکت آزمایش بانوان» نقش داشت. او همچنین روزنامه «زبان زنان» را در سال ۱۲۹۹ ش تأسیس کرد. در فروردین ۱۳۰۱ ش از راه کرمانشاه، بغداد، بیروت و حلب به پاریس رفت و در سال ۱۹۲۷ م در رشته تعلیم و تربیت فارغ‌التحصیل شد. در سال ۱۹۲۶ م در کنگره بین‌المللی زنان در پاریس به نمایندگی از زنان ایران شرکت کرد و پس از شش سال، در ۱۳۰۷ ش، به ایران بازگشت. او بدون رعایت حجاب، دو سال مدارس را از نظر تشکیلات بررسی کرد و نواقص آن‌ها را بر اساس آموخته‌های خود برطرف ساخت. سپس مدتی ریاست بازرسی کلیه مدارس دختران را بر عهده داشت. پس از سال‌ها فعالیت در مدارس نسوان، در سال ۱۳۱۵ ش به سرپرستی کانون بانوان برگزیده شد. او خواهر یحیی دولت‌آبادی، از رجال مشهور مشروطیت، بود. دولت‌آبادی در هشتاد و پنج‌سالگی درگذشت و در وصیت‌نامه خود نوشت: «… در مراسم تشییع جنازه‌ام حتی یک زن باحجاب شرکت نکند. زنانی را که با چادر بر سر مزار من بیایند، هرگز نمی‌بخشم.»

گزارش ۱۳۱۴ ش

بنا بر گزارشی که در سال ۱۳۱۴ ش به وزارت امور خارجه ارسال شده است، از سال ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۴ ش تأسیس و گسترش مدارس نسوان شتاب بیشتری گرفت. تا آن زمان زنان می‌توانستند در مدارس ابتدایی و متوسطه تحصیل کنند و تعلیمات عالی برای آنان وجود نداشت. اخیراً از سوی وزارت معارف به زنان اجازه ورود به مدارس عالی داده شده است. در تعلیمات نسوان، در ظرف پانزده سال اخیر، پیشرفت‌های جالب‌توجهی رخ داده و اکنون دبستان‌ها و دبیرستان‌های بسیاری در سراسر کشور برای زنان وجود دارد. اکنون ۵۸۷۰۰ دختر در مدارس ابتدایی و مکاتب مشغول تحصیل‌اند و شمار زنانی که به آموزگاری اشتغال دارند به دو هزار نفر می‌رسد. شمار دخترانی که در مدارس متوسطه درس می‌خوانند بیش از ۳۴۷۹ نفر و شمار دبیران زن (معلم متوسطه) بیش از ۲۹۵ نفر است. شمار زیادی از دختران نیز در مدارس صنعتی، فنون نقاشی، خیاطی، دفترداری و ماشین‌نویسی می‌آموزند.

یادداشت منبع

فریدون کشاورز، «نقش تعلیم و تربیت در عفت و پاکدامنی»؛ همچنین نک: مجله «دختران ایران»، خرداد ۱۳۱۱؛ مقاله «در پاسخ به اظهارنظر دلشاد خانم در مورد عدم ترقی زنان»، مجله «عالم نسوان»، خرداد ۱۳۰۶ ش، سال هفتم، شماره ۶، ص ۲۰۸–۲۱۰؛ و مقاله «عمر بگذشت و بمردیم در این کنج قفس». نورالهدی منگنه در سال ۱۲۸۲ ش متولد شد، در رشته روان‌شناسی کودک در دانشگاه بیروت تحصیل کرد و در حدود لیسانس معلومات کسب کرد. او از پایه‌گذاران «جمعیت نسوان وطن‌خواه» بود.

مدارس دختران درایران

نزدیک به ۱۴ سال پس از تأسیس دارالفنون، نخستین مدرسه دخترانه ایرانی به نام «دوشیزگان» به دست بی‌بی‌خانم استرآبادی در خانه شخصی او برپا شد.

مشاهده »

تاریخچه مدارس درایران- بخش دوم

نخستین مدارس نوین ایران مدارس پسران دارالفنون در سال‌های سلطنت ناصرالدین‌شاه قاجار، با وجود بازگشایی دارالفنون، اقدامات آموزشی در همین حد باقی ماند و دانش‌آموزان

مشاهده »