اسماعیل عباسی
سیل ویرانگری که تابستان امسال مرکز نپال را درنوردید، افزون بر خسارات بسیار سنگین، هزاران نفر از مردم این کشور زیبا را به کام مرگ کشید و شهروندان بسیاری را آواره کرد. این رویداد هشداری جدی برای مردم جهان بود که از این پس، با شناخت کامل قوانین و رفتار طبیعت، هنگام رخدادهای اجتنابناپذیر طبیعی مانند سیل، از بروز خسارات بیشتر جلوگیری کنند. به نظر کارشناسان، سیل مهیب و بیسابقه نپال، با آن قربانیان و خسارات سنگین، در وهله نخست ناشی از ذوب یخچالهای طبیعی و دائمی و رانش کوه در پی آن بوده است؛ پدیدهای که خود معلول گرمایش زمین و دخالتهای زیانبار و بیپایان انسان در قانونمندی طبیعت است. این مسئله بحثی جداگانه میطلبد. سیل نپال این هشدار مهم را نیز در پی داشت که اگر توسعه شهری پایدار نباشد و تعادل زیستی طبیعت، از جمله حریم رودخانهها، در نظر گرفته نشود، در هنگامههایی مانند بارشهای سنگین، خسارات جانی و اقتصادی سنگینی رخ خواهد داد. متأسفانه در زمانه ما به نقش و اهمیت وجودی رودخانهها در تأمین آب و حفظ زندگی دریاها و اقیانوسها آنچنان که باید بها داده نمیشود. این کمتوجهی آشکار را در کشور خودمان نیز شاهدیم. در سیلهای ویرانگر و پرخسارت دهههای اخیر ایران، که بیشتر ناشی از پاکتراشی جنگلها و نادیده گرفتن حریم رودخانهها بوده است، سیلهای عظیم شیراز و قم در دهه اخیر را میتوان نمونه یاد کرد. در هر دو رویداد پرخسارت یادشده، توسعه بیرویه شهری و نادیده انگاشتن حریم و بستر طبیعی رودخانهها عامل جاری شدن سیل و خسارات سنگین جانی و اقتصادی بوده است. در این یادداشت، با بازخوانی نقش و اهمیت رودخانهها در تداوم زندگی انسان و دیگر موجودات زنده، به زیانهای سنگین ناشی از توسعه ناموزون شهرها و نادیده گرفتن حریم رودخانهها نیز میپردازیم.
چینخوردگیهای پوسته زمین در میلیونها سال کوهها را پدید آورد و رودخانهها در دامنه کوهها و قلههای آبریز شکل گرفتند. نخستین هستههای زندگی بهصورت سکونتگاههای انسانی در کنار رودخانهها پدید آمد و نخستین جوامع و تمدنهای انسانی با یاری رودخانهها شکل گرفت. با نگاهی عمیقتر به این واقعیت درمییابیم که رودخانهها شاخص زیست و موجودیت آبهای جاریاند و همه دریاها و اقیانوسهای جهان به کمک آبهای جاری پدید آمدهاند. از این رو رودخانه، با ویژگیهای منحصربهفرد و کارکرد حساس خود از مبدأ تا مقصد، در مسیرش فرایند پیچیدهای از تعادل زیستی را پدید آورده است و هرگونه محدودیتی که بر سر راه رودخانه ایجاد شود، به این اکوسیستم بیهمتا بهشدت آسیب میزند. بروز خشکسالی ادواری و کمبارشی در پی آن به کاهش آب رودخانهها و حتی خشک شدن بسیاری از رودخانههای کوچک میانجامد؛ پدیدهای که در دهههای اخیر بر سرزمین ما مستولی بوده است. اما در کنار خشکسالی، مهار رودخانهها از راه سدسازیهای بیرویه و زیانبار، انتقال آب از سرچشمهها بدون مطالعات محیطزیستی و کارشناسانه، برداشت شن و ماسه از کف و بستر رودخانهها، و نیز آلودگی ناشی از تخلیه پسابهای شهری و پسابهای کشاورزی حاوی سموم دفع آفات نباتی، هرکدام به شکلی در برهم زدن تعادل زیستی رودخانهها نقش مؤثر داشتهاند. نبود دستورالعملهای شفاف و کاربردی برای پیشگیری از لطمات یادشده بر میزان صدمات سنگین به رودخانهها، از جمله در ایران، افزوده و نقش زندگیبخش این شریانهای حیاتی را به قهقرا برده است، تا آنجا که در مناطقی از گیلان و مازندران، رودخانهها به بستری آکنده از پسابهای خانگی و صنعتی تبدیل شدهاند.
امروزه در بسیاری از کشورها، سدسازی بر روی رودخانهها بهدلیل تأثیر مخربی که بر روند زیست این شریانهای مهم آبی دارد، منسوخ شده است. در موارد استثنایی و با در نظر گرفتن ملاحظات محیطزیستی و مطالعات عمیق زمینشناسی، ممکن است احداث سد مجاز شمرده شود؛ اما متأسفانه در موارد بسیاری شاهدیم که سدسازیهای غیرضروری و بدون در نظر گرفتن این ملاحظات در ایران رو به افزایش است. به این ترتیب، افزون بر رودخانهها، موجودیت شمار بیشتری از اکوسیستمهای آبی کشور، از جمله دریاچه ارومیه و تعدادی از تالابها و دریاچههای آب شیرین، نیز بهسبب کاهش شدید حقابه در معرض تهدید جدی قرار گرفته است. در این میان، یکی از مهمترین عوامل مؤثر در محدود شدن بستر رودخانهها و در نتیجه جاری شدن سیلهای مخرب و ویرانگر مانند سیل نپال، تصرف حریم و گاه بستر رودخانهها از راه ساختوسازهای بیرویه در پی توسعه ناپایدار شهرهاست؛ موضوعی که در یادداشت آینده به آن خواهیم پرداخت.



