اخیراً در یکی از شهرهای استان لرستان، شهرداری برای خلاص شدن از مشکل رودخانهای که بهدلیل انباشت زبالههای شناور خود به معضلی محیطزیستی تبدیل شده بود، ابتدا بستر رود را با سنگ و خاک پر کرد و سپس با ریختن یک لایه آسفالت، مسیر رودخانه دیروز را به باریکهراهی آسفالته تبدیل کرد. واکنشها در برابر این اقدام شهرداری متفاوت بود. عدهای که از بوی زننده فاضلاب و پسماندها، که رودخانه زلال سی سال پیش را به مجرایی متعفن و مانداب تبدیل کرده بود، آزرده بودند، از آسفالت شدن رودخانه از شهرداری قدردانی کردند. گروهی نیز زبان به انتقاد از مدیریت شهری گشودند که چرا در زمانی که رودخانه قدیمی آب زلالی داشت، مراقبت لازم از آن به عمل نیامد. تنها چند نفر که نگاهی هم به آینده داشتند هشدار دادند که شهرداری نباید رودخانهای را که با پاکسازی و لایروبی درست میتوانست زنده بماند، بهسرعت به معبری آسفالته تبدیل میکرد. در ماههای پیش رو، و تحت تأثیر پدیده اقلیمی النینو که به گفته کارشناسان میتواند حتی رودخانههای فصلی را فعال و طغیانی کند، جاری شدن سیل از بالادست و روددرهها، با توجه به بسته بودن راه عبور سیلاب، خسارات بسیار سنگینی به بار خواهد آورد. در واقع مناسبترین واکنش هشداردهنده را همین گروه از منتقدان آگاه نشان دادند.
نگاه معیوب شهرداری مورد بحث به روند توسعه شهری نشاندهنده این واقعیت است که در برنامههای کلان توسعه شهری ما، اکوسیستمهای فعال و زنده مانند رودخانهها و درختزارها یا اصلاً دیده نمیشوند و به همین دلیل بهشدت آسیب میبینند. متأسفانه این نگاه معیوب در روند مدیریت توسعه شهری کشور ما وجود دارد و پیامدهای زیانبار آن تاکنون بهصورت سیلهای ویرانگر در بسیاری از مناطق ایران، از جمله شیراز، قم و پلدختر لرستان، به خسارات سنگین و غیرقابلجبران انجامیده است.
از منظر توسعه پایدار، در بسیاری از کشورها رودخانه بهمثابه یک اکوسیستم و تعادل زیستی حیاتی دیده میشود و نه فقط مجرای آب جاری که قربانی توسعه ناپایدار یا ناموزون شهری و ساختوسازهای بیقاعده شود. رودخانه، افزون بر حفظ رطوبت خاک و سرسبز و باطراوت نگه داشتن جنگلهای دالانی، شریان حیاتی برای تداوم زندگی اقیانوسهاست. متأسفانه در جریان توسعه ناپایدار شهرها، رودخانهها در گذرگاه طبیعی خود بیشترین آسیب را میبینند. در یادداشتهای گذشته اشاره شد که بر اثر سدسازیهای بدون مطالعه، روند حیات رودخانهها بهشدت دچار مشکل شده است. انباشت شن و ماسه در بستر رودخانهها، افزون بر تأمین محیط مناسب برای زندگی انواع آبزیان، بهویژه ماهیهای رودخانهای، نقش مهمی در جلوگیری از نفوذ سیلاب به مناطق مسکونی و کشتزارها دارد. پیشتر به این بخش از اهمیت رودخانهها در زندگی انسان و اکوسیستمهای طبیعی پرداخته شده بود، اما با توجه به سیل ویرانگر نپال و قربانی شدن شمار زیادی از مردم این کشور، لازم است درباره وضعیت رودخانهها و روددرههای مشرف به شهرهای پرجمعیت، مانند تهران، در ماههای پیش رو به دو نکته مهم اشاره کنم:
نخست، هرگونه تغییر کاربری در اراضی ساحلی رودخانهها که مانع یا برهمزننده حرکت آزاد آب باشد باید متوقف شود. برای مثال، برداشت بیرویه شن و ماسه از بستر رودها، که متأسفانه در بسیاری از مناطق ایران رواج یافته، سبب میشود هنگام طغیان رودخانه، سیل با شدت بیشتری به مناطق مسکونی و مزارع پیرامون رودخانه آسیب برساند. بنابراین لازم است حریم قانونی رودخانهها حفظ شود و در صدور مجوز برداشت شن و ماسه از بستر رودخانهها نیز تجدیدنظر کلی صورت گیرد.
دوم، تغییر کاربری در اراضی کناری روددرهها، بهویژه زمینهای شیبدار، برای ایجاد پارک یا فضاهای کسبوکار و پذیرایی، با توجه به احتمال طغیان آب در این آبکندها، باید بهسرعت بازبینی شود تا از وقوع خسارات جانی و مالی بیشتر جلوگیری شود. ساختوساز در شیبهای منتهی به روددرهها در جریان تغییرات ناگهانی اقلیمی مانند النینو بیشتر در معرض تهدید و تخریب قرار میگیرد؛ از این رو شهرداریها باید تا فرصت از دست نرفته در این باره چارهاندیشی کنند.



