تاریخچه مدارس در ایران (بخش یکم)
در کاوشهای باستانشناختی مختلف، مدارس بسیاری کشف شده است، اما از هیچیک از آنها معماری کاملی به دست نیامده است. دلایل بسیاری نشان میدهد که تاریخ آموزش در ایران به زمانهای بسیار دور بازمیگردد. نخستین مدارس ایران بهطور غیررسمی در دوران تمدنهای باستانی شکل گرفتند. شکوه و عظمت شاهان، نیاز به آموزشهای نظامی و اداری بهعنوان ابزار قدرت، و قدرت سازمانیافته نهادهای روحانی، وجود انواعی از نهادهای آموزشی را ضروری میساخت.
در این دورهها، آموزش عمدتاً بر عهده پدران خانواده و روحانیون بود. کودکان در این نظام، آموزههای دینی، فلسفه و مهارتهای روزمره زندگی را فرا میگرفتند. بیشتر آموزشها به روحانیان و خانوادههای اشراف اختصاص داشت. مدارس اولیه بیشتر بر آموزش دروس مذهبی، نوشتن و ریاضیات پایه متمرکز بودند. در دوران هخامنشیان و اشکانیان، نخستین نهادهای رسمی آموزشی پدید آمدند. این مدارس بهویژه برای تربیت نخبگان، کارمندان دولت و روحانیون کاربرد داشتند. در دوره هخامنشی، مکتبهای آموزشی به دو دسته دولتی و مذهبی تقسیم میشدند و برخی تاجران یا کسانی که گاه با خارج از کشور ارتباط داشتند، از این آموزشها بهرهمند میشدند. به نظر میرسد توده مردم معمولاً به سواد و آگاهی دسترسی نداشتند.
در دوران ساسانیان، نظام آموزشی ایران بهشدت پیشرفت کرد. یکی از معروفترین نهادهای آموزشی این دوره، مدرسه گندیشاپور در جنوب ایران بود که دانشجویانی از نقاط مختلف جهان برای استفاده از مراکز علمی پزشکی و دینی به آنجا مراجعه میکردند. از دستاوردهای بزرگ این دوران، ترجمه متون علمی یونانی و هندی به زبان پهلوی بود.
در رساله خسرو پسر کواد، آموزش کودکان اشراف و خانوادههای طبقه بالای جامعه چنین شرح داده شده است: نوشتن، آموزش مذهبی، ورزش و آداب دربار برای آنان اجباری بود. کودک اشرافزاده (پسر) از سنی مناسب، میان ۵ تا ۷ سالگی، مدرسه را آغاز میکرد و آموزشهای عمومی و مذهبی را در ۱۵ سالگی به پایان میرساند. در مدرسه نوشتن میآموخت و متون لازم برای هیربد شدن را از بر میکرد. همچنین به ترجمه پهلوی اوستا (زند) گوش میسپرد. اخترشناسی نیز بخشی از دروس بود و گزارشهایی از خواندن کلیله و دمنه در مدرسه وجود دارد.
مدارس در دوران اسلامی
با ورود اسلام به ایران، تغییرات زیادی در نظام آموزشی کشور رخ داد. مساجد نخستین مراکز آموزشی اسلامی بودند و در کنار آنها، مدارس مذهبی بهجای مدارس پیش از اسلام شکل گرفتند و رشتههای گوناگونی را تدریس میکردند. مهمترین این مدارس، نظامیه بود که با کوشش خواجه نظامالملک طوسی، وزیر سلجوقیان، در اصفهان، نیشابور و بغداد بنیان نهاده شد. این مدارس برای نخستین بار نظام آموزشی منظمی با برنامه درسی مشخص و استادان مجرب پایهگذاری کردند.
به گزارش میراث فرهنگی، در سال ۱۳۸۴ شمسی مدرسهای قدیمی در شهر تاریخی توس کشف شد. شباهت معماری آن با معماری دو دوره خوارزمشاهیان و مغول، تعیین دقیق تاریخ ساخت آن را ناممکن کرده است. باستانشناسان احتمال میدهند این مدرسه قدیمیترین مدرسه تاریخیِ موجود در ایران باشد.
حدس اولیه، تاریخ ساخت این مدرسه را به دوره خوارزمشاهیان، میان سالهای ۵۷۰ تا ۷۵۰، نسبت میدهد. اگر این مدرسه در زمان خوارزمشاهیان ساخته شده باشد، میتوان نتیجه گرفت که قدیمیترین بنای موجود یک مدرسه تاریخی در ایران است. در حال حاضر، مدرسه امامیه اصفهان قدیمیترین بنای موجود مدرسه در ایران است که ساخت آن به سال ۷۵۰ هجری قمری بازمیگردد.
قدیمیترین مدرسه شناختهشده در ایران، نظامیه خرگرد است که اندره گدار، باستانشناس فرانسوی، آن را کاوش کرده است. کتیبه این مدرسه، مربوط به سال ۴۵۰ هجری قمری، در موزه ایران باستان نگهداری میشود، اما از معماری آن چیزی به دست نیامده و بنا کاملاً تخریب شده است.
اگر پیشینه مدارس ایران را، که دستکم به دوره ساسانیان بازمیگردد، بهدلیل کمبود مدارک کنار بگذاریم، آثاری از مدارس یا مکتبخانههای دوران مغول و سپس، بهطور مشخصتر، از زمان صفویه در شهرهای بزرگ آن روزگار، مانند تبریز، اصفهان و نقاط مختلف خراسان، در دست است.
مدارس دوران صفویه
در این دوره، آموزش و پرورش بیشتر تحت تأثیر مذهب تشیع قرار گرفت. حوزههای علمیه رونق یافتند و تعلیمات دینی بخش مهمی از نظام آموزشی شد. مدارس دینی صفویه بهعنوان مراکز علمی و مذهبی شناخته میشدند. گاه افزون بر تحصیلات دینی، هنر و معماری اسلامی نیز بهعنوان بخشی از آموزشهای این مدارس تدریس میشد.
مدارس اولیه در دوران قاجار
سابقه نخستین مدارس به سبک اروپایی به زمان محمدشاه میرسد؛ این مدارس را مبلغان مذهبی آمریکایی و میسیونهای فرانسوی تأسیس کردند. بنیانگذاران این مدارس مبلغان و میسیونهای مذهبی بودند و شاگردانشان بیشتر ارامنه و مسیحیان بودند. آموزش مردم عادی و طبقات پایین همچنان در مکتبخانهها انجام میشد.
نخستین مدرسه را کشیشی آمریکایی به نام پرکینز در ارومیه در سال ۱۲۵۴ ساخت. در این مدرسه افزون بر برخی دانشهای جدید، قالیبافی و آهنگری نیز به کودکان آموزش داده میشد. دومین مدرسه را اوژن بوره، کشیش فرانسوی، در سال ۱۲۵۵ در تبریز بنا کرد. بوره در پی تأسیس دارالفنونی بود تا ایرانیان را از هر قوم و مذهبی با علوم جدید و زبان فرانسه آشنا کند و تمام هزینههای مدرسه را خودش میپرداخت. او بعدها مدرسه دیگری به نام باتومیا را در جلفای اصفهان تأسیس کرد.
دبیرستان ادب اصفهان را کشیشی انگلیسی به نام دکتر رابرت بروس در حدود سال ۱۲۴۰ خورشیدی در محله جلفای اصفهان بنیان نهاد. دکتر بروس یکی از مأموران انگلیسی بود که در راه سفر به هندوستان با قحطی اصفهان روبهرو شد، از رفتن به لاهور و هندوستان صرفنظر کرد و این مدرسه را در جلفا پدید آورد. پس از او، اسقف ادوارد استیورت از نیوزیلند به ایران آمد و در سال ۱۲۷۲ کالج را از جلفا به خانه امینالشریعه، واقع در خیابان حاج امینالتجار، در املاک و باغهای میان نهر فرشادی و دارالحکومه، به مساحت یکصد جریب (خیابان هشتبهشت) منتقل کرد. این اسقف هفده سال مدرسه را اداره کرد تا در سال ۱۲۹۰ به انگلستان رفت و در آنجا درگذشت.
پس از استیورت، آقایان الیس، واکر و ولینتن به ریاست مدرسه رسیدند. سی سال بعد، مدرسه دخترانه بهشتآیین در باغی در شمال این دبیرستان شکل گرفت.
طی سالهای بعد، آمریکاییها، فرانسویها (ژاندارک) و میسیونهای انگلیسی مدارس گوناگونی برپا کردند و اقلیتهای ایرانی، مانند ارامنه و یهودیان، مدارس خود را گشودند. مدرسه زرتشتیان نیز با همراهی کیخسرو شاهرخ در کرمان افتتاح شد. اندکی پس از تأسیس دارالفنون، مدارس رشدیه، ادب، محتشمیه و شوکتیه ساخته شدند. به دنبال آن دبیرستان شوکتیه و سپس مدارسی در قاین (۱۲۹۶)، نهبندان (۱۲۹۹) و دشتبیاض (۱۳۰۰) و دبستان دخترانه شوکتی در استان خراسان جنوبی گشوده شدند.



