پروین اعتصامی

پروین اعتصامی (۱۲۸۵–۱۳۲۰ ش)، نویسنده و شاعر ایرانی، یکی از شخصیت‌های برجسته ادبیات فارسی و مشهورترین زن شاعر قرن چهاردهم هجری شمسی در ایران بود. پدر او یوسف اعتصامی از ادیبان، نویسندگان و مترجمان دوره قاجار بود. پروین در کودکی همراه خانواده به تهران آمد و زیر نظر پدر و در محیطی علمی و ادبی پرورش یافت. به‌سبب رفت‌وآمد ادیبان و شاعران آن دوره، مانند سید نصرالله تقوی، دهخدا و ملک‌الشعرای بهار، به خانه آنان با افکار نخبگان ادب عصر خود آشنا شد و به بلوغ فکری و فرهنگی رسید.

رخشنده اعتصامی، معروف به پروین اعتصامی، در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ ش در تبریز به دنیا آمد. پدرش یوسف اعتصامی آشتیانی از رجال معروف اواخر دوران قاجار، نویسنده و مترجمی مشهور و اهل تبریز و آذربایجان بود و در آن زمان مجله ادبی بهار را منتشر می‌کرد. مادرش اختر فتوحی، فرزند میرزا عبدالحسین ملقب به «مقدم‌العداله» و متخلص به «شوری»، بود.

پروین تنها دختر خانواده بود و چهار برادر داشت. در سال ۱۲۹۱ ش همراه خانواده به تهران رفت و هنوز کودک بود که با فرهنگ و ادبیات ایرانی آشنا شد. پدرش از مشروطه‌خواهان بود و با کسانی مانند علی‌اکبر دهخدا و ملک‌الشعرای بهار دیدار و گفت‌وگو داشت.

خانه پدر پروین، به‌سبب شخصیت ادبی و علمی اعتصام‌الملک، محل رفت‌وآمد و محفل دوستانه کسانی مانند حاج سید نصرالله تقوی، دهخدا و بهار بود. اعتصام‌الملک با تسلط بر زبان‌های عربی و فرانسه، به کتاب‌ها و مجلاتی که در آن زمان از قاهره، دمشق، بغداد، قفقاز و اروپا به ایران می‌رسید دسترسی داشت.

پروین در کودکی مقدمات فارسی و عربی را نزد معلمان خصوصی در خانه پدر آموخت و در «مدرسه اناثیه آمریکایی» تهران به تحصیل پرداخت. در ۱۳۰۳ ش، در هجده‌سالگی، از آن مدرسه فارغ‌التحصیل شد و مدتی نیز در همان‌جا تدریس کرد.

در نوزدهم تیر ۱۳۱۳ پروین اعتصامی با پسرعموی پدرش، فضل‌الله همایون‌فال، ازدواج کرد. چهار ماه پس از عقد، آن دو به کرمانشاه رفتند و در خانه شوهر زندگی کردند. متأسفانه پیوند زناشویی آنان، به‌دلیل ناسازگاری روحیه شاعرانه پروین با رفتار و اخلاق نظامی پسرعمویش، بیش از دو ماه و نیم دوام نیاورد و در ۱۴ مرداد به طلاق انجامید.

به گفته ابوالفتح اعتصامی، برادر پروین و منبع اصلی اطلاعات مربوط به زندگی خصوصی او، «این ازدواج متناسب نبود» و «اخلاق نظامی» همسر پروین با «روح لطیف و آزاد» او مغایرت داشت. افزون بر این، پروین از محیط پاک خانه پدری، پس از ازدواج، «ناگهان به خانه‌ای وارد شد که یک دم از مشروب و دود و دم تریاک خالی نبود».

پروین اعتصامی، شاعر و نویسنده ایرانی، زندگی‌ای پر از موانع و مشکلات داشت، اما با این حال شعرهای زیبا و ارزشمندی سرود. دیوان پروین اعتصامی، که اشعارش به زبان فارسی است، در بسیاری از دوره‌ها یکی از شاهکارهای ادبیات فارسی شناخته شده است. دیوان او تنها اثر منتشرشده‌اش است و مجموعاً ۵۶۰۶ بیت در قالب ۲۰۹ قصیده، قطعه، غزل و مثنوی، پنج قطعه کوتاه دو، سه‌بیتی و یازده تک‌بیتی دارد.

بهار سبک شعری پروین را سبکی مستقل و مرکب از دو سبک می‌دانست: خراسانی در قصاید و عراقی در قطعات و مناظرات. او پروین را احیاکننده مناظره در شعر می‌دانست. شعر پروین فاخر و فخیم است و در آن از واژه‌ها و اصطلاحات عربی مهجور یا برخی واژه‌های فرنگی که بر اثر تحولات اجتماعی ناشی از ترقی و تجدد در زمان او رایج شده بود، خبری نیست. پروین گاهی از اوزان و بحور نامطبوع بهره برده و از حیث شیوه بیان مفاهیم و معانی، به‌ویژه به «مناظره» و «پرسش و پاسخ» توجه داشته است.

اشعار پروین نخستین‌بار در ۱۳۱۴ ش به چاپ رسید. در آن زمان او شاعری معروف و شناخته‌شده بود، بیست سال از آغاز شاعری‌اش می‌گذشت و اهل فضل و ادب با اشعار او در دوره دوم مجله بهار، که به همت پدرش منتشر می‌شد، آشنا بودند.

در تقسیم‌بندی شعر به نو و کهن، پروین را باید در ردیف کهن‌سرایان قرار داد، هرچند در برخی اشعار او به‌ندرت ابتکاراتی برای دست‌یافتن به قالب‌های تازه دیده می‌شود. پروین در بیان مقاصد خود از هنر شخصیت‌بخشی، تخیل و تمثیل در حد اعلا بهره برده است.

شعر پروین، با وجود استواری و متانت در لفظ و معنی، روان و آسان‌فهم است و چنان از تصنع و تکلف خالی است که به گفته پدرش، اعتصام‌الملک، برای تبدیل آن به نثر، جابه‌جا کردن کلمات کافی است و نیازی به افزودن و کاستن چیزی نیست. شعر پروین را می‌توان از نمونه‌های شعر سهل و ممتنع و مردمی دانست که در بیشتر مضامین آن حمایت از رنجدیدگان، نفرت از فقر و تبعیض، و نکوهش کبر و غرور فرادستان دیده می‌شود. او در عین استفاده از واژگان و مفاهیم ساده کوشیده است مشکلات و مسائل اجتماعی را در جامعه مطرح کند.

این حساسیت او به سرنوشت ستم‌دیدگان و خشم و نفرتش نسبت به زورمندان و زراندوزان، به شعر او معنایی اجتماعی و سیاسی خاص می‌بخشد که می‌توان گفت تطبیق آن با اوضاع و احوال زمانه خوشایند حکومت وقت نبوده است.

شمار اشعاری که پروین در آن‌ها سخت‌ترین انتقادها را بر شاهان وارد می‌کند و از ظلم و ستم اغنیا و قدرتمندان و درد و رنج محرومان یاد می‌کند، چنان زیاد است که مایه حیرت می‌شود.

پروین در «صاعقه ما ستم اغنیاست» به نکوهش ظلم می‌پردازد، در شعر «ای رنجبر» زحمت‌کشان را به قیام در برابر ظالمان فرا می‌خواند، در شعر «تیره‌بخت» فقر را به تصویر می‌کشد و در شعر «شکایت پیرزن» مشروعیت سیاسی دولت را مورد تردید قرار می‌دهد.

رنگ سیاسی شعر پروین چنان محسوس است که برخی منتقدان شعر او را شعر «سیاست و اخلاق» نامیده و گفته‌اند که «سلاست کلام شاعرانه و صلابت پیام سیاسی و مهابت خلل‌ناپذیر اخلاق» در شعر او گرد آمده است. روح عاطفی پروین و احساسات زنانه و مادرانه او که عمدتاً در قطعات و مناظرات تجلی یافته، با روحی عرفانی و اخلاقی که در قصاید بازتاب یافته، ترکیبی دلپذیر پدید آورده است.

شجاعت و آزادمنشی پروین زمانی قابل درک است که به یاد آوریم این اشعار در چه محیطی سروده شده و حکومت ارعاب و خفقان و فشار و استبداد رضاشاه با شاعران آزادی‌خواه چه رفتاری داشته است.

به یک معنا می‌توان گفت پروین هم‌عصر زمانه و پدیده عصر خود نیست و ذهن و زبان او با ذهن و زبان شاعران و نویسندگان هم‌عصرش تفاوت و فاصله بسیار دارد. در شعر او مفاهیمی مانند وطن، آزادی، تجدد، استقلال و استعمار، که درون‌مایه دیوان شاعران هم‌عصرش، مانند ادیب‌الممالک فراهانی، بهار، دهخدا، عارف و عشقی است، دیده نمی‌شود. همچنین مضامین کهنه شعر کلاسیک ایران، که شاعران سنتی زمان پروین به‌عبث تکرار می‌کردند، در شعر او حضور ندارد.

همین ویژگی‌ها حیرت بسیاری را برانگیخته است، تا آنجا که او و شعرش را «معما» دانسته‌اند و برخی نیز تا آنجا پیش رفته‌اند که اشعار او را از آنِ خودش ندانسته و به شاعرانی مانند دهخدا نسبت داده‌اند، یا آن را متعلق به رونق‌علیشاه (متوفی ۱۲۲۵) دانسته‌اند، یا به شاعری منسوب کرده‌اند که از او بدون ذکر نام با عنوان «بزرگ‌ترین شاعر متصوف ایران» یاد کرده‌اند و در یک بیانیه سیاسی، بهار را به‌سبب غفلت از این امر به باد ناسزا گرفته‌اند. البته دوستان بهار نیز واکنش نشان داده‌اند و خود بهار نیز این‌گونه اتهامات و ادعاها را از جانب طرفداران سید ضیاءالدین طباطبایی و از «ترهات و دروغ‌های دلالان استعمار» دانسته است.

شعر «یاد یاران» پروین اقتباسی از قطعه‌ای معروف از شاعر انگلیسی، هوراس اسمیت (۱۷۷۹–۱۸۴۰ م) است که اصل آن را اعتصام‌الملک، ظاهراً از ترجمه فرانسوی، در سال دوم مجله به فارسی ترجمه و منتشر کرده بود. همچنین شعر بلند «جولای خدا» با اقتباس از مقاله «عزم و نشاط عنکبوت» پدید آمده است؛ مقاله‌ای که اصل آن از یک نویسنده آمریکایی است.

در یک کلام، می‌توان گفت پروین واجد ویژگی‌های الگوی مورد نظر شاعران روشنفکر آن دوران نبود و در زمان حیات از سوی رضاشاه و حکومت او، و پس از مرگ، دو تا سه دهه از سوی نوپردازان و روشنفکران مورد بی‌مهری قرار داشت. اما پس از چندی اشعار او از دید زیبایی‌شناسی و موازین شعری بسیار مورد نقد و بازبینی قرار گرفت و بزرگانی چون ملک‌الشعرای بهار، علامه قزوینی، شهریار، سعید نفیسی و بعدها عبدالحسین زرین‌کوب، محمدعلی اسلامی ندوشن و بسیاری دیگر از اهل ادب او را شاعری برجسته ستوده‌اند.

به نظر می‌رسد دولت رضاشاه از پروین چندان خشنود نبود؛ چنان‌که تقدیر بی‌سروصدای دولت وقت از او از اعطای نشان درجه سوم علمی فراتر نرفت و پروین نیز آن نشان را که توهین به خود می‌دانست، به گواهی برادرش، پس فرستاد. پس از درگذشت پروین نیز مراسم رسمی دولتی برای بزرگداشت او برگزار نشد. از پاسخ محرمانه فرمانداری قم در هجدهم فروردین ۱۳۲۰ به تلگراف رمز وزارت کشور درباره «حمل جنازه دختر اعتصام‌الملک» تلویحاً می‌توان دریافت که دستگاه امنیتی رضاشاه نسبت به او حساسیت داشته است.

پروین در سوم فروردین ۱۳۲۰، در آستانه سی‌وپنج‌سالگی، بیمار شد و در پانزدهم همان ماه (شب شنبه شانزدهم)، احتمالاً به بیماری حصبه، درگذشت. بیماری او در تهران رخ داد و پس از درمان ناموفق در بیمارستان، به خانه بازگشت و همان‌جا درگذشت. وفات پروین اعتصامی در دنیای ادبیات و فرهنگ ایران و جهان یکی از رویدادهای دردناک تاریخ ادبیات شمرده می‌شود.

پروین پس از درگذشت در حرم حضرت معصومه در قم، در مقبره خانوادگی در کنار پدر، به خاک سپرده شد. مقبره او در محوطه خانوادگی اعتصامی، در بخشی از حرم مطهر، قرار دارد و هر سال شمار زیادی از دوستداران و شاعران برای سرودن شعر و یادبود او به این محوطه می‌آیند.

گالری تصاویر