روستای میشن ملایر
زیر عنوان سرزمین من ایران تصور ما این بود (وهست) که بخشهایی زیبا و چشمنواز و یا به نظر میرسید کشف و دیده نشده که به همت دوربینهای فوق مدرن ایرانگردانی عاشق و دوستدار این سرزمین ضبط شده و بعضاً به مدد قلمهای آغشته به مهر برای هم میهنانمان برجسته شده براین صفحات بازتولید کنیم بسیاری از این مناطق از شدت و غنای زیبایی غیرقابل تصور و همچنین بکر و تا حدی کشف نشده برای خود ما نیز حیرتانگیز بود.
واقعیت آنکه سرزمین عزیز ما شاید به دلیل غنا و فراوانی انباشته مادی و معنوی کشور غنی و ثروتمندی است و این گفته متعصبانه و خاک پرستانه نیست و در طول تاریخ این واقعیت برای بسیاری از کشورها وحکومتهای دیگر همواره حسرت برانگیز بوده است آنچه ما این بخش منعکس میکنیم تنها گوشههای کوچکی از زیباییهای طبیعی و در برخی نقاط کمنظیر که دیدار آنها صرف نظر ایجاد لذت و تحسین ادای احترام وستایش نسبت به سرزمینی دوستداشتنی است.
اما درعینحال باید اشارهای داشته باشیم به اینکه شاید واقعیت در برخی نقاط بسیار با این تصویر خوشایند فاصله داشته باشد اگرچه دراین مجموعه هدف ما بیشتر ان است که مردم از سرزمین خود دیدن کنند و بدانند که چرا میتوان حتی گوشهگوشههای یک سرزمین و مردمان آنرا دوست داشت و از دوست داشتن آن سربلند. و شاد بود.
از سوی دیگر نباید فراموش کنیم که نقاطی نیز دراین سرزمین وجود دارد که به نظر میرسد بهعمد یا سهو گویا که سال-هاست غبار فراموشی آنها را دربر گرفته و شاید قرنهاست که دست مهر و نوازشی برسر آن مناطق و مردمانش کشیده نشده اباشد. ویا به دلیل بیمهری و غیره از تمام تواناییهای خو تهی گشته و رو به ویرانی رفتهاند.
ما بنا نداریم که به داستان سرایی غمانگیز درباره این نقاط بپردازیم زیرا بسیاری از این مسایل ریشه تاریخی و حکومتی وقومگرایی و استبداد و غیره دارد که جای بحث آنها نیست ولی شاید بتوانیم به کسانی که نوشتههای این سایت را تعقیب میکنند نشانیهایی از برخی مسایلی بدهیم که قطعاً ریشه در سهلانگاری ویا سود جوییهای برنامهریزیهای غلط و برخی اعمال مقطعی دیگر دارد که به میزان زیادی ارتباط با دهههای قرن حاضر دارد و میشد تا حدودی با عدم انجام آنها جلوی برخی تخریبها را گرفت.
با اشارهای اجمال به چند نکته شاید تا حدودی مساله را روشن سازم
ایران دراوایل قرن چهارده نسبت روستانشینان و عشایر به شهرنشینان تقریباً در حدود ۷۰-۳۰بوده است لازم بهدادن آمار و یا جلب توجه نیست که امروزه درصد روستانشینان و عشایر به چه میزان اندکی رسیده است که البته برنامههایی چون پراکندهکردن ویا اسکان عشایر و یا کشانیدن آنها به همراه روستاییان زمین و مزرعه از دست داده به شهرها و مهاجرت به دلیل کمبودهای اولیه و درنهایت نگاه قهرآلود مرکزنشینان گوشهای از نکات قابل ذکر است.
بدیهی است در اینجا درمورد ضرورت ویا تغییر شرایط زمانی ویا جاذبه شهرها ودهها مساله دیگر بحث نمیکنیم ولی تنها به این مساله اشاره میکنم که درمیان آن هزاران پارچه آبادی و روستاها و ایلات و عشایر غالباً برخوردار از غنا و ثروت طبیعی دامداری و کشاورزی درحد خود کفایی بوده و علاوه بر آن توان تولید بسیاری از صنایع تولیدی بومی سنتی با ارزشی را داشتهاند که گاهی بخش مهمی از اقتصاد کشور از طریق آنها تامین میشده است. بسیاری از این روستاها و برخی از این عشایر نیازی نبود که نادیده گرفته شوند. میبایست باقی بمانند و حمایت شوند و تولیدات بومی آنها با برخورداری از ارزشهای میراثی و فرهنگی و تاریخی آنها گسترش بیابد
گفتار بالا را به شکل دیگری مستند میکنیم در بررسیهای ما برای جستجوی فرشها و شهرهای از یاد رفته و یا حداقل پنهان این سرزمین همین بس که بسیاری ازاین روستاها و همچنین عشایر بافنده و تولید کنند فرشها و گلیمهایی بودهاند که علاوه بر تامین نیازهای ملی ببارارهای جهانی میزفتهاند و یا بر دیوارهای موزهها مینشستهاند و امروزه ما از بسیاری با اندوه یاد میکنیم و بر فقدان برخی حسرت میخوریم.
بسیاری از فرشهای این مناطق را از کلکسیونها ومجموعههای آنها مییابیم با نام ونشان و سایر ویژگیها اما برخی از روستانشینان و عشایری که این فرشها به یاری انگشتان گهربار آنها پدید آمده کجا هستند و اگر از بین نرفته باشند با تاسف باید انها را در روستاهایی چند ده نفره و یا قوم و قبیلهای بیزار از فرش وفرشبافی جستجو کنیم.
روستای میشن
میشن نام روستایی از دهستان کمازان علیا از توابع زند درشهرستان ملایر است از شهرستانهای مهم استان همدان است نام تلفظ لکی روستای میشن است) mēshën)
این روستا در دهستان کمازان علیا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۸۳۱ نفر (۲۵۰خانوار)