در سرنوشت ملتها صرف نظر از برخی حوادث جاری نظیر حملات و هجومها و حوادث طبیعی و برخی رویداهای خوش ملی گاه زیر لایههای پنهان سرنوشت، به نظر میرسد که موجی بسیار قدرتمند و تاثیرگذار جریان دارد که تاثیری بیش از هر تحول و تهاجم و واقعه تاریخی دارد. و آن نقش انسانها در سرنوشت ملی است.
دراین دوران که سرنوشت سرزمینها و ملتها بیشتر بدست حاکمان و سیاستمدارانی است که سرنوشت کشورها و مردمان بیشتر دردست سیاست و سیاستمداران است باید بتوانیم بدانیم که نقش انسانها فارغ از اندازه و حدود آن تا چه حد توانسته مسیر حرکت تاریخ کشورها را تغییر دهد.
دراین زمان که سرنوشت ملتها بیشتر دست حاکمان و حکومتهایی است که ریسمان هدایت کشور را بهر سو که میخواهند میکشند باید به به سویی نگاه کنیم که در گوشهوکنار هر سرزمین چگونه گروهها ویا افرادی تلاش میکنند سر نوشت سرزمین خویش را درحد امکان در مسیر واقعی تاریخ حرکت داده و روح قوانین طبیعی و تاریخی آنرا زنده نگه دارند دراین مجموعه درگذشته اشاره به افرادی داشتیم که همواره درشهر ویا مکان زندگی خود تلاش کردهاند که همواره از جامعه خویش پیش باشند و تلاش کنند که بقیه را نیز براه خویش آورند
زمانی که بدعوت آقای معین فربه شهر زیبا و پر قدمت قوچان مهمان شدم شاید اندکی احساس کردم که وی یکی از کسانی است که سعی میکند ورای شغل و حرفه خود کمک بیشتری به شاگردان و کسانی که بهنوعی به فعالیتهای او علاقهمند بودند بنماید. اگر چه این کار دران زمان از حد یک فعالیت کوچک محلی تجاوز نمیکرد ولی بعدها اخباری که از او می رسید حکایت از زندگی انسانی داشت که تمام توان خود را در خدمت زنده نگهداشتن تاریخ فرهنگ و حفظ هویت مردمانی میکند که به نحوی به قوچان شهر او مربوطند
معین فر خود در زندگی نامه کوتاهی که نوشته میگوید که درکارگاههای فرشبافی بزرگ شده و عشق به فرش را نهتنها طی سی سال خدمت صادقانه در آموزش وپرورش به همراه خود داشته بلکه افزون برآن علاقه به حفظ و احیا این هنر در شهر خویش برای راه اندازی رشته فرش در آموزشوپرورش تلاش کردم سالهای زندگی او که همواره آمیخته به عشق به فرهنگ ایران و تلاش برای سربلندی شهر و دیار خود بوده نمایشگر کوشهای انسان خستگیناپذیری است که که نظیر تمام انسانهایی ازاین دست نهتنها چشم انتظار به هیچ کمک ویاری ندوختهاند بلکه سختیها و مشکلات را نیز بسان جزیی از ضرورتهای راهی که درپیش گرفتهاند تلقی می کنند. بارها پیش امد که که دست نامحرم مجموعه آرشیوها وگنجیینههای مجدد ارزش او که نگارنده خود شاهد گوشه کوچکی از آنها بودم.