نگاهی به ریشه های بحران کم آبی (بخش یکم )

اقای اسمعیل عباسی از روزنامه‌نگاران باسابقه و نویسنده وطنز‌پرداز است که خوشبختانه سال‌های متمادی است با ایشان در مجله نقش و فرش همکاری داشته و از تجربیات گسترده و تسلطی که به مسایل اجتماعی و بویژه شهری دارند استفاده کرده‌ایم برخی از طنزهای جذاب و خواندنی ایشان همراه با کاریکاتورهای مناسب با مساله فرش را که قبلاً در مجله نقش و فرش آمده است دربخش‌هایی از سایت در راه می‌بینیم امیدواریم که ازاین پس از نوشته‌ها ویادداشت‌های با‌ارزش ایشان درزمینه‌های مهم اجتماعی استفاده کنیم.

این روزها کشور ما یکی از سخت‌ترین وضعیت و دوره‌های کم‌آبی را می‌گذراند. نخستین پرسش این است که آیا این بحران کم‌سابقه که بیشتر سدهای حیاتی کشور را به آستانه خشک‌شدن کشانده، ناشی از خشکسالی طبیعی به‌ویژه در ده سال اخیر است یا علت‌های دیگری هم در به‌وجود‌آمدن آن دخیل بوده‌اند. ابتدا باید به شرایط کلی اقلیم و منابع آبی ایران از گذشته‌های دور تا به امروز نگاهی بیندازیم. سرزمین ما ایران دریک اقلیم کم‌آب و نیمه بیابانی قرار‌گرفته و تامین آب بیشتر متکی به نزولات آسمانی بوده است. به همین دلیل ایرانیان از دیر باز ناچار بوده‌اند با روش‌های خلاقانه و ابتکارات گوناگون آب مورد نیاز خود را تامین کنند. نیاکان ما نسل اندر نسل و همواره آموخته بودند که برای مقابله با وضعیت خشکسالی‌های ادواری که معمولا هر ٣٠ سال یک بار پیش می‌آید، ضمن صرفه جوئی، با فنون و روش‌های گوناگون زندگی و کشت و کار خود را با شرایط آب‌و‌هوائی در حال تغییر وفق دهند. از این‌رو در کشور چهار فصل ما کشاورزی دیم و آبی با‌توجه‌به شرایط اقلیمی هر دوره انجام می‌شده است. اجداد ما با همین مدارا جوئی و تاب‌آوری‌ها توانستند ضمن زیست سرفرازانه در یک سرزمین خشک و نیمه بیابانی به اختراعات هوشمندانه‌ای مثل مهندسی چند هزار‌ساله پخش آب و حفر قنات روی آورند که به‌عنوان یکی از افتخارات بزرگ ایرانیان ثبت شده است. نمونه‌ای از مهندسی کهن پخش آب هنوز در شوشتر به‌عنوان یکی از جاذبه‌های گردشگری در مرکز توجه قرار دارد و شبکه‌های قنات‌های ایران از عهد باستان محفوظ‌مانده و حتی از فضا قابل دیدن است.
حال باید دید که چرا ما با آن همه تجربه‌های درخشان در حفظ و بهره‌برداری از منابع آبی امروز با خالی‌شدن سفره‌های آب زیر‌زمینی با یکی از سخت‌ترین شرایط کم‌آبی روبرو هستیم. برای طولانی‌نشدن بحث تنها به چند نکته اساسی اشاره می‌کنم:
١ -توسعه شهرها و همچنین توسعه کشاورزی در ایران به‌ویژه از دهه سی شمسی به این سو به شیوه الگوهای رایج در کشورهای اروپا که به قاره سبز و داشتن آب فراوان شهرت دارند، انجام شد و بی‌توجه به تجارب مهمی مثل حفر و نگهداری قنات، روش هائی چون حفر چاه‌های عمیق و به‌خصوص چاه‌های آرتزین با استفاده از نیروی برق به‌کار گرفته شد وسفره‌های آب زیر‌زمینی که در دوره‌های متناوب خشکسالی تامین‌کننده آب مورد نیاز مردم بود در معرض بهره‌برداری بی‌رویه قرار گرفت و در دهه‌های اخیر با اجرای پروژه‌ها نا‌کارآمدی مثل خودکفائی در تولید گندم میزان ذخیره آب در این سفره‌ها به‌سرعت رو‌به‌کاهش نهاد و روند خطرناک فرونشست زمین در دشت‌ها و استپ‌های ایران آغاز شد که امروز تا شهرهای تهران و اصفهان هم دامن کشیده است
٢- در بسیاری از کشورهای جهان حتی کانادا که به سرزمین پرآب شهرت دارد و حتی شهرهای اروپائی روش بازچرخانی آب با استفاده از تصفیه‌خانه‌های بزرگ و مجهز در مصرف آب صرفه جوئی پایدار شکل گرفته است. اما این روش در ایران هنوز به کار گرفته ست یا در مراحل ابتدائی قرار دارد.
٣- در بیشتر شهر‌های پر جمعیت جهان از سال‌ها پیش طرح تفکیک شبکه‌های آب شرب و غیرشرب به اجرا در آمده است. به‌این‌ترتیب که آب مورد نیاز برای مصارف غیرشرب از سال هاپیش با تصفیه پساب و باز چرخانی آب انجام می‌شود در کشور ما طرح مقدماتی این کار مهم و حیاتی از دهه هفتاد خورشیدی فراهم شد اما تاکنون به نتیجه نرسیده و برخی مخالفت‌های غیر منطقی با بهانه هائی همچون کمبود بودجه اجرای آن به تعویق افتاده است.
امید که دوران کم‌آبی کنونی که بر اثر خشکسالی و عوامل گوناگون و سوء مدیریت در بیشتر استان‌های ایران رخ نموده است، درس بزرگی برای آینده باشد تا نسبت به حفظ و مصرف بهینه آب چه به‌صورت شرب و چه مصارف کشاورزی الگو‌های متناسب باشرایط اقلیمی ایران به‌کار گرفته شود و جامعه ما در آینده کمتر درگیر شرایط بحرانی کنونی شود.

اسماعیل عباسی

زنان ما

داستان زنان داستانی بلند غم‌انگیز و در‌عین‌حال غرور‌آفرین است. مفهوم ستم مضاعف در کشور‌های جهان وبه ویژه در سرزمینی نظیر ما که زمانی جهان دوم

مشاهده »